شعر زیر از سروده های دوست خوبمان آقای علی محمد فلاح مهرجردی میباشد که به مناسبت این ایام برایمان ارسال نموده اند .
شب سیه پوش از غم هجر فلک گردان یار
حیدر صفدر که باشد بر فلک او شه سوار
از احد آمد به پیغمبر چنین حرفی که گفت
لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
درد نهان
روحم به پرواز آمد و شد خاک پای مرتضی
دارم به لب این زمزمه هستم گدای مرتضی
در لیله القدری چنین گوید خدا هم همچنین
ای روح و جبریل امین گشته قیامت در زمین
آنکس که بوده در نهان در هر زمان و هر مکان
برلب نوای یا ربش می گوید از دردی نهان
می گوید از محبوب ما احمد که بوده یار ما
از لحظه ای که گفتمش اقراء و ربک مصطفی
گوید ز روزی پر خطر روز ریای بی ثمر
روزی که قلب مشرکان شد چون جهیمی شعله ور
من کنت مولا ای جهان شد بسته بر این آسمان
با خط جبریل امین حیدر امیر مومنان
گوید ز یاس دلبرش ان یاور غم پرورش
مست از می احساس او زهرا که بوده همسرش
تا بود پیغمبر نبوداینسان که این چرخ کبود
گیرد زدست مرتضی با یک لگد بودونبود
گوید ز ششماهه گلی از ناله های بلبلی
یک لشکر و یک شاخه گل آتش برای سنبلی
گوید ز اوضاع زمان از پتیاره مردمان
از بازوی بشکسته ای وز گریه های بی امان
گوید زچاهی خون فشان از زخم های بی نشان
یک آسمان دلواپسی از جای سیلی خصان
از گفتن یا فاطمه در نیمه شب بی واهمه
بالای قبر بی نشان گوید شدم بی فاطمه
در این سحرگاه عجیب ذکر لبش امن یجیب
از مسجد و محراب هم آید صدای یا حبیب
در سجده عشق و جنون شد روی حیدر لاله گون
از تیغ اشقی الاشقیاء افلاک باشد سر نگون
یا رب چه گویم بی سبب ذکر علی یا للعجب
تنهابگویم این سخن حیدر مدد ای وجه رب
بیدل میبدی
حاج محمد ابراهیم خلیلی واعظ و مرثیه سرای میبدی متخلص به «بیدل میبدی »
به سال 1250 در میبدواز خانواده ای روحانی به دنیا آمد ودر سال 1338 دار فانی را وداع گفت
بیدل در مرثیه خامس آل عبا و سایر شهدا.و ائمه اطهار شعر سروده است .
شعر زیر را در مدح حاج شیخ عبدا لکریم حائری میبدی ( موسس حوزه علمیه قم ) سروده است .
گشت درالعلم این ارض شرف محترم
حجت الاسلام دین بگرفت این غبرا قرار
روشنی یزد ما گردیده در قم جلوه گر
می سزد یزد ار کند بر عالم افتخار
آنکه باشد اعلم از مجموع عالم این زمان
بیرق اسلام کرده ملک ایران استوار
مرحبا دارالعباد و عالمان این زمان
حامی دین قوت اسلام و ملت اعتبار
علم تو کسبی نباشد جانب حق شد نظر
اعلمان را جانشین و عالمان را یادگار
علم تو نبود لدنی معدن جود و سخا
کس ندیده در جهان این غلم و فضل و اقتدار
ای سلیمان حشمت و بوذز صفت سلمان مقام
جانشین انبیاء و عمر و عزت پایدار
حاج شیخ عبدالکریم مشهور در روم وعراق
در جوار حضرت معصومه کردی اختیار
مسکنت باشد بهشت و قسمتت باشد بهشت
گرد شمع قامتت طلاب چون پروانه جمع
دور ماه طلعتت هو سو کواکب با وقار
پیرو حقی و حقت کس نداند غیر حق
ای مدرس بهر این طلاب هستی در فشار
نطق یکروزت اگر خواهند آرند در حساب
صد محاسب بایدی آورد با صد مستشار
عاقبت خیری به بیدل کن طلب جای صله
تا بگویم مدح عالم شعر های بیشمار
بیدل میبدی
منبع : تذکره مشاهیر میبد



