تبليغاتX
فانوس کویر - یک شعر از دکتر صادقی پور ">

 

بلوغ عنوان شعری است از دکتر صادقی پور میبدی که برای خوانندگان عزیز انتخاب نمودیم

 

بلوغ

روزی خواهم رسید

- مطمئنم -

روزی خواهد رسید

که عشق من تو -

کودکیش را گذرانیده ،

- به بلوغ می رسد .

و قول می دهیم

من وتو

هر دو با هم

عقده اش نکنیم ،

اجازه می دهیم راحت بیرون برود

هوا بخورد

و با جنس مخالش صحبت کند.

زندانیش نخواهیم کرد ،

حدش نخواهیم زد .

****

می گذاریم راحت بنشیند سر سفره

به گلویش ،

پارچه ای نخواهیم چپاند .

فریادش را که هیچ

خشمش را نیز خواهیم شنید .

ایرادی ندارد اگر جلوی جمع آدامس بجود .

عیبی نیست

اگر پاپ گوش کند ،

و با تلفن ساعتها حرف بزند .

قول می دهیم در کیف عادتش

- جستجو نکنیم ،

و شنودش نگذاریم .

می گذاریم باد -

موهایش را به بازی بگیرد .

والدش نمی شویم و سر سام نمی کنیم .

****

اجازه می دهیم

هر قدر ،

هر قدر ،

تا دلش بخواهد

لباسش تنگ ،

اندیشه اش فراخ ،

و زبانش گستاخ .

****

قول می دهیم

من وتو

هر دو باهم

آلوده اش نکنیم ،

بگذاریم روشن و صاف بماند

کلاغش نکنیم .

می دانم که تو نیز می خواهی

او پرواز کند

-و-

عروج

ایرادی ندارد اگر

گاهی سرش به سنگ بخورد .

بلوغمان باید

معبودش را خود انتخاب کند ،

قول بده

میمونش نکنیم ،

به جز میت و سبیتش -

- بردگی ندهیم .

****

قول می دهیم

من وتو

هر دو با هم

نبض خیس بلوغش را بشناسیم

و به ازدواج روز مرگیش ندهیم .

قول می دهیم دوست باشیم -

و هر سه با هم

برهنه و پاک برویم تا دریا .

قول می دهیم همیشه خیس باشیم .

آن روز خواهد رسید

مطمئن باش

آن روز خواهد رسید .

دکتر صادقی پور

نوشته شده در بیست و پنجم آبان 1385 توسط كريمي ده آبادي| |





Powered by WebGozar

---